تبليغاتX
من مرد تنهای شبم من مرد تنهای شبم عبرت آموز خواهد بود

خوب یادمه که کردان برای دفاع از خود در مجلس گفت :


.: من شکایتم را پیش خدا می برم :.

هه !!
چه زود گذشت ..
الان پیش خداست ..
خودشم فکر نمی کرد خدا به این زودیا به دادخواستش رسیدگی کنه ..

 

.: کردان رفت ولی ! کردانیسم همچنان باقیست :.

 

+ !! دوشنبه 1388/09/02 . . |


گفتم چی شد به این زودی گرفتار شدی ؟!!!

گفت : همه چی از یک Miss شروع شد ..
گوشی زنگ خورد ..
چندتا دختر خندیدن و قطع کردن ..
این کارو چند بار تکرار کردن و بعدش دیگه تموم شد ..
شک کردم با خودم گفتم شاید آشنان از دخترای فامیلا ..
کنجکاو شدم و اینبار من زنگ زدم ..
گفتم روزه ام حوصله ندارم اذیت نکن اگه آشنایی بگو ..
اونم گفت به جون مادرم من خبر ندارم دوستام با گوشی من زنگ زده بودن ..

و این چنین شد که یا علی گفتیم و عشق آغاز شد ..

گفتم به همین سادگی ؟!!

گلو صاف کرد و سینشو داد جلو و با غروری مثال نزدنی گفت :
خب چون وسط ماه بود و من روزه بودم بخاطر همین عاشقم شد ..

+ !! یکشنبه 1388/09/01 . . |


 

 

.: عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی :.

.: علی شریعتی :.

 

 

 

 

+ !! شنبه 1388/08/30 . .


 

 

.: من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم :.
.: چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند :.
.: ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند :.

.: علی شریعتی :.

 

 

 

+ !! جمعه 1388/08/29 . .


.: بـه گـرد کعبـه می گـردی پریشان :.
.: کـه وی خود را در آنجا کرده پنهان :.
.: اگــر در کعبــه می گـــردد نمـایـان :.
.: پس بگرد تا بگردی بگرد تا بگردی :.
.: در اینجا باده مینوشی :.
.: در آنجا خرقه می پوشی :.
.: چرا بیهوده میکوشی :.
.: در اینجا مـــــردم آزاری :.
.: در آنجا از گنـــــــــــــه آری :.
.: نمی دانم چه پنداری :.
.: در اینجــا همـــدم و همسایــــه ات در رنــج و بیمــاری :.
.: تو آنجا در پی یاری :.
.: چــه پنـــداری کجــــا وی از تـــو می خواهـد چنین کــاری :.
.: چه پیغــامـــی که جــز بــا یــک زبــــان گفتـــن نمی داند :.
.: چه ســلطانی که جــز در خـــانـــه اش خفتــن نمی داند :.
.: چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند :.
.: به دنبال چه می گردی که حیرانی :.
.: خـرد گم کرده ای شاید نمی دانی :.

.: همـــای از جــــان خـــود سیری :.
.: کـــه خـــامـــوشی نمی گیـــری :.
.: لبت را چون لبــــان فرخی دوزند :.
.: تو را در آتش اندیشه ات سوزند :.
.: هــــــــزاران فتنـــــــه انگیـــــــزند :.
.: تــــو را بـــر سر در میخانه آویزند :.

+ !! پنجشنبه 1388/08/28 . . |


اینجا عرق می ریزیم تا لقمه نانی بخوریم ..
آنجا هم عرق می خورند هم لقمه نان را ..

 

نمی دانم فرق معامله در چیست ؟

 

در عرق هاست ؟!!
در ریختن هاست ؟!!
یا که در خوردن هاست ؟!!

 

 

+ !! دوشنبه 1388/08/25 . .


 

 

 

.:  ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدایم فکر کنم :.
.: تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم :.

(شریعتی)

 

 

+ !! پنجشنبه 1388/08/21 . .


بعد از 2 ماه عین چی دویدن ..
لم دادم پشت میزکار جدیدم ..
کاری که 1 سالی بود دنبال یک جای خوب براش بودم ..

تقریبا همه چی دیگه حله ..
بازار کارم هم گرفته ..

مخلص همه هم هستیم ..
مخصوصا نسرین گلم که نگران شده بود ..

 

 


 

+ !! سه شنبه 1388/08/19 . . |


 

محتسب مستــی بـــه ره دیــــد و گـریبـــــانش گــــرفت         مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت مستــی زان سبب افتـــــان و خیـــــزان مــی روی          گفت جـــــــرم راه رفتـــــــن نیست ره همــــــوار نیست
گفت می بایــــــد تــــــو را تــا خـــــانه قــــــاضی بـــــرم          گفت رو صبـــح آی قـــــاضی نیمـــه شب بیـــدار نیست
گفت تــا داروغــــــه را گـــوئــــیم در مـسجــد بــــــخواب          گفت مسجـــد خــــوابـــــگاه مـــــردم بـــــدکــــار نیست
گفت دینــــاری بـــــده پنهــــــان و خــــــود را وا رهـــــان          گفت کـــــار شــــــرع کـــــار درهــــــم و دینــــــار نیست
گفت آنقـــــدر مستــی زهــــی از ســر بــر افتادت کلاه          گفت در ســــر عقــــل بایــــد بــــی کلاهی عـار نیست
گفت بایــــــد حــــد زننــد هشیـــــــار مـــــردم مست را         
گفت هشیــاری بیــــار اینجـــا کسـی هوشیــار نیست

" پروین اعتصامی "

 

+  عجب مست جیگلی بوده نه ؟!!

+ !! شنبه 1388/06/21 . .


من از جهانی دگرم من از جهانی دگرم             ساقـی از ایـن عالـم واهی رهـایـم کـن
نمـی خواهـــم در ایـــن عــالـم بمـــانم             بیا از این تـن آلوده و غمگین جدایم کـن
تـو را اینجـا بـه صدهـا رنگ مـی جوینـد             تــو را بـا حیلــه و نیــرنـگ مـی جـوینــد
تـو را با نیـزه هــا در جنگ مــی جوینـد              تــو را اینجا بـه گرد سنگ مـی جـوینــد
تـو جــــــان مـــــی بخشـــی و اینجـــــا             بـــه فتـــوای تــو می گیرنـد جــان از مــا
نمیدانم کی ام من نمیدانم کی ام من              آدمــم روحـم خـدایـم یــا کــه شیطانـم
تو با خود آشنایم کن
اگــــــــــر روح خـــــداونــــــدی               دمیده در روان آدم و حواست
پس ای مردم خـدا اینجاست               خـدا در قـلب انسان هـاست
بـه خـود آی تــا کـه دریــابــی               خـدا در خـویشتـن پیـداسـت
همـای از دست ایــن عـالـم
پر پرواز خود بگشود و در خورشید و آتش سوخت
خداوندا بسوزانم همایم کن
نمـی خواهـــم در ایـــن عــالـم بمـــانم             بیا از این تـن آلوده و غمگین جدایم کـن
مـن از جهانی دگـرم

 

+ !! چهارشنبه 1388/06/18 . .


زاهدا !! من كه خراباتي و مستم , به توچه ؟!!
ساغرو باده و بد بر سر دستم , به توچه ؟!!
تو اگر گوشه محراب نشستي صنمي گفت چرا ؟!!
من اگر گوشه ميخانه نشستم , به توچه ؟!!
آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بكند ,
تو كه خشكي چه به من !! ,
من كه تر هستم به توچه ؟!! ...

" هما "

 


+ +  یاشاسین استاد شجریان , امشب تو VOA کولاک کردی ..
        دنیا به آزادگانی چون تو احتیاج دارد !!

+ !! دوشنبه 1388/06/16 . . |


استعمارگران برای اینکه مستعمره های خود را همیشه در خواب غفلت فرو ببرند ..
و به آنها اجازه بیداری ندهند سعی می کنند افراد آن جامعه را دچار مشکل های ریز و درشتی بکنند ..
یکی از این مشکل ها در حسرت قرار دادن افراد آن جامعه است ..
البته به بهانه های قانون دین شریعت و عرف ..
بطور مثال :
حسرت داشتن یک زندگی مرفه ..
حسرت داشتن یک خانه مستقل شخصی ..
حسرت داشتن یک ماشین مناسب ..
حسرت داشتن داشتن نان شب ..
حسرت داشتن پول درمان و هزینه های پزشکی ..
حسرت داشتن بیمه عمر ..
حسرت داشتن حقوق کافی ..
حسرت داشتن هزینه های دانشگاه ..
حسرت داشتن مهریه و یا جهازیه عروس ..
حسرت داشتن سیستم اداری کارآمد ..
حسرت داشتن قانون ..
حسرت داشتن آینده ای روشن ..
حسرت داشتن آزادی ..
حسرت داشتن یک روزنامه مستقل و آزاد ..
حسرت داشتن معاشرت با جنس مخالف ..
حسرت بیان عقیده ..
حسرت تحصیل در رشته مورد علاقه ..
حسرت ازدواج ..
حسرت یک رابطه جنسی ..
حسرت یک جشن شادی یا تفریح مورد علاقه ..
حسرت پوشیدن رنگ مد یا لباس دلخواه ..
حسرت حسرت حسرت و باز هم حسرت ..

این حسرت ها با خوردن تموم نمی شه !!

این چنین جامعه ای را باید جامعه ای عقده ای سرخورده و افسرده و بیمار دانست ..
که روز به روز بطرف زوال پیش می رود و تمدن و تاریخ ش هر چقدر هم که بزرگ باشد ..
نمی تواند کمکش کند ..

فاتحه !!

+ !! دوشنبه 1388/06/02 . . |


هیتلر , استالین , رضا شاه , صدام , محمد رضا , پینوشه و ...
نام هایی که در طول تاریخ آمدند و رفتند ..
گرچه خدماتی هم از خود بجا گذاشتند ..
اما همیشه استبداد و ظلم و زورگویی آن ها کانون توجه قرار گرفت !!
و همیشه حکومت های آنها مقطعی و زود گذر بود !!
و تا ابد لکه های ننگ تاریخ ماندند !!

پس استبداد , دیکتاتوری و ظلم همیشه عاقبتی شوم داشت ..
و خون های مبارزان , پیروز بر استبداد ظالمین بود ..

و قربانیان این رفت و آمدها : خون و جان و مال و ناموس و زمان و حقوق مردم است ..

پس :

.: آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست :.
.: گرد سم خران شما نیز بگذرد :.
.: در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت :.
.: این عوعو سگان شما نیز بگذرد :.

+ + آنهایی که در زنـدان ها تـجـاوز جـنسی می کنید بدانید و آگاه باشید ..
      که تاوان وحشیگری هایتان را با 7 تا سوراخ بدنتان خواهید داد ..
      باشد که خوار مادرتان آمرزیده گردد البته به سبک خودتان ..

+ !! جمعه 1388/05/30 . . |


امشب سیاوش قمیشی در برنامه VOA یک حرف دلنشین زد :

گفت :
در این کشور بقول اینا که می گن آمریکای کثیف و جهان خوارو ....
می شه راحت حرفتو بزنی اعتراض کنی حقتو بخوای , روی نیمکت وسط چهارراه و ...
ولی توی مرز پر گهر خودمون با 7500 سال تمدن و کلی ادعا نمی شه کمترین حرفتو بزنی ..

 

خیام :

.: گویند کسان بهشت با حور خوش است :.
.: من می گویم که آب انگور خوش است :.
.: این نقد بگیرو آن نسیه بدار :.
.: که آواز دهل شنیدن از دور خوش است :.

+ !! یکشنبه 1388/05/25 . . |


چون از فامیلای دختردایی بود مجبور شدم سوارش کنم و تا مقصد بوی گنده عرق ریشو پشمشو تحمل کنم ..
در طی مسیر :
با لبخندی ایکبیری و تمسخر آمیز :
_ آقا ... اینا چیه گوش می دی هیچی که از زبونشون نمی فهمی ..
  لطفا خاموشش کن وقت اذانه ..

به احترام خودم خاموشش کردم ..
و حالا نوبت من بود که کیش بدم ..
با کنجکاوی :
_ آقا ... شما چطور ؟!!
  همیشه به چیزایی گوش میدین که به زبونش مسلط باشین ؟

با همون مدل لبخند قبلی + کمی شور و اشتیاق توام با سر خوشی :
_ خب معلومه آدم باید بفهمه مخاطبش چی میگه تا بتونه نسبت بهش رفتار کنه ..
  شاید داره به زبون دیگه فحش می ده ..
( دیگه نیش بطور کامل تا بناگوش باز )
_ پس شما حتما به زبان عربی کاملا مسلط هستین ..
  و وقتی پای تلاوت قرآن می شینید می دونید چی میگه ..
  درسته ؟

بدونه لبخند و با کمی گرفتگی صدا :
_تقریبا , بیشترشو می دونم ..
یکی دوتا از آیه های اول سوره های ناس فلق توبه نسا رو براش خوندم ..
_اگه اینارو برام معنی کنید من قول میدم پخش ماشینو پرت کنم بیرون ..
شیشه رو کشید پایین و تا آخر هیچی نگفت + کمی سرخ شدگی از روی خجالت ..
.: مات :.

.: از کودک ایرانی گرفت نان شبش را :.
.: تا شیخک لبنانی کشد عربده اش را :.

+ !! جمعه 1388/05/23 . . |


.: آدمی می شناسم از دوزخ , خوف و تشویش داردو ....... من نه !!
.: بس که می ترسد از عذاب خدا , هول از آتیش داردو ....... من نه !!
.: دائما ذکر گوید و , تسبیح در کف خویش داردو ....... من نه !!
.: قلبی آکنده از خدا و , سری باطن اندیش داردو ....... من نه !!
.: بس عجول است در رکوع و سجود , گوئی او جیش داردو ....... من نه !!
.: تا رسد زآسمان به او الهام , دوسه تا دیش داردو ....... من نه !!
.: گوئیا با خدا بود فامیل , که این کیش داردو ....... من نه !!
.: بهر ماموریت ز بیت المال , هی سفر پیش داردو ....... من نه !!
.: بر نگشته ز انگلیس هنوز , سفر کیش داردو ....... من نه !!
.: بهر حج تمتع و عمره , کوپن و فیش داردو ....... من نه !!
.: زندگی تخته نرد اگر باشد , او دو تا شیش داردو ....... من نه !!
.: پانزده تا مغازه , یک پاساژ , توی تجریش داردو ....... من نه !!
.: در دزاشیب باغ و در قلهک , خانه از خویش داردو ....... من نه !!
.: پانزده عیال صیغه و عقد , بی کم و بیش داردو ....... من نه !!
.: گرچه با گرگها بود دمخور , ظاهر میش داردو ....... من نه !!

.: دانی او این همه چرا دارد؟ , چون که او ریش داردو ....... من نه !!
.: میکروفن را بگیر از "هالو " , سخنش نیش داردو ....... من نه !!

+ + احتمال اینکه فایل تصویری این شعر در این بلاگ انتشار یابد کم نیست !!

+ !! جمعه 1388/04/26 . .


168 نفر از هموطنان مثل دسته ی گل که جودو کاران نوجوانان هم جز این دسته بودند ..
بخاطر بی کفایتی دولت در دم جان باختند ..
ولی صدا و سیما همچنان داره به نیناش ناناشش ادامه می ده ..

حالا فرض کنید اگه ( کاملا توجه کنید که " اگه " ) یکی از این پشمی ها ..
بعد 120 سال عمر با ذلت می افتاد و به مرگ طبیعی فلان می شد ..
الان 120 روز عزای عمومی در حد المپیک برگزار شده بود ..

 

 

 حالا بگو : مرگ بر آمریکا ..
اونقدر بگو تا ماالتحتت یجوری که خودت می دونی چجوری همونجوری بشه ..

 

+ !! پنجشنبه 1388/04/25 . . |


.: از من نپرس خونم کجاس , تو اون هـمه ویـرونـه :.
.: ای هم قبیله چی بگم , قبیله سرگردونه :.
.: ما دربدرتر از همیم , همخونه ی بی خونه :.
.: غربت ما دیار ماست , خونین ترین ویرونه :.
.: دربدری مال تو بود , اما نصیب ما شد :.
.: کودک نوزاده ما , با دست ما کفن شد :.
.: از من نپرس درد دلم , شکسته سنگ صبور :.
.: خاطره هام ویرونه هاست , قصه هام زنده بگور :.
.: چه آرزوهایی که نمرد , چه سینه هایی که نسوخت :.
.: کسی دیگه تو اون دیار , رخت عروسی ندوخت :.
.: باور کن ای هم آواز , نشکسته بال پرواز :.
.: باهم بیا بسازیم , اون خونه رو از آغاز:.
.: غربت از اون خاک پاک , مارو جدا نکرده :.
.: قبیله سرگردون به خونه بر میگرده :.

.: هایده :.

+ !! چهارشنبه 1388/04/24 . .


در سال 57 تعداد انگشت شماری از هم وطنان اعتقاد داشتند که :

 

.: خون نوشته های روی دیوار ها را با اشک های چشمانتان پاک خواهید کرد :.

 

 

 

 

+ +  ولی این وسط دلم برای سیب زمینی بدجور می سوزد ..
        ملت چپ چپ نیگاش می کنن بنده خدا رو ..

+ !! شنبه 1388/04/20 . . |


_ قحطی جا بود پا شدی رفتی افغانستان ؟!!
_ گفتم الان که وضعشون خوب نیست زود برم اونجا رو ببینم ..
   فردا پس فردا که پیشرفت کردن و ما رو به اونجاشون حساب نکردن ..
   دیگه نمی ذارن بریم کشورشون !! ..
_ راس وگویی ها به اینجاش نفکرونده بودم !! ..

 

 

پس :

.: هفت شهر عشق را عطار گشت       ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم :.

 

+ !! شنبه 1388/04/13 . . |


یکی از : اعجاب انگیزترین ..
           شگفت آورترین ..
           مسخره ترین ..
           گزاف ترین ..
           مضحک ترین ..
           مزخرفترین ..
           و مقداری ترین دیگر این است که می فرمایندی :

" اینا اصل دین را اجرا نمی کنند و اینی که می بینی اصل دین نیست "

در عجبم که این اصل دین کجاست ؟
دست کیه ؟

نامردین اگه به منم ندین و خودتون تک خوری بکنید ..

 

+ !! چهارشنبه 1388/04/10 . . |


افسوس تاریخ ..
نگــــران آینده  ..

پس :
همیشه زمان حال عده ای به F.U.C.K می رود ..

 

 

.: آنان که می را بر عاشقان حرام کردند :.
.: خود در خلوت خود از آن پیاله ها می نوشند :.

 

 

+ !! سه شنبه 1388/04/09 . . |


تو راســــــــــــــــــ می گی .. !
اما :

.: اونجای آدم دروغگو :.

 

 

 

 

+ + تقدیم به هیئت دولــت ..
  همراه با بهترین نفرین ها ..

+ !! یکشنبه 1388/04/07 . .


 

 

 

 

.: گـرگ اجل یـکایـک زیـن گـلـه می برد   .:.   وین گله را ببین که چه آسوده می چرد :.

 

 

 

+ !! جمعه 1388/04/05 . .


چهره ی پاک و معصوم و آغشته به خونت را تا زنده ام فراموش نخواهم کرد ..

ندای عزیز !!
گرچه جسمت دیگر زنده نیست ..
اما ندایت برای همیشه در تاریخ زنده خواهد ماند ..

حتی اجازه ی کوچکترین مراسم سوگواری را هم برایت ندادند ..
گویا جسم بی جانت , لرزه بر اندام نجسشان می اندازد ..

.: بزن باران بهاران فصل خون است :.
.: بزن باران که صحرا لاله گون است :.
.: بزن باران که به چشمان ياران :.
.: جهان تاريک و دريا واژگون است :.
.: بزن باران که دين را دام کردند :.
.:شکار خلق و صيد خام کردند :.

.: بزن باران خدا بازيچه ای شد :.
.: که با آن کسب ننگ و نام کردند :.

.: بزن باران به نام هرچه خوبيست :.
.: به زير آوار گاه پای کوبيست :.
.: مزار تشنه جويباران پر از سنگ :.
.: بزن باران که وقت لای روبيست :.
.: بزن باران و شادی بخش جان را :.
.: بباران شوق و شيرين کن زمان را :.
.: به بام غرقه در خون ديارم :.
.: بپا کن پرچم رنگين کمان را :.
.: بزن باران که بيصبرند ياران :.
.: نمان خاموش! گريان شو! بباران! :.

.: بزن باران بشوی آلودگی را :.
.: ز دامان بلند روزگاران :.

+ !! سه شنبه 1388/04/02 . .


من مرد تنهای شبم


Archive

آذر 1388

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386