متاسفانه ما آدما ..
دکل های فشار قوی برق رو تو چشم خودمون نمی بینیم ..
ولی میکرو نانو الیاف توی چشم بقیه رو با وضوح 20 مگاپیکسل و زوم 800 x براحتی می بینیم ..

.: قلبی که به هر لحظه دو صد عشق پذیرد :.
.: بگذار چنین قلبی در اندوه بمیرد :.
.: بی عشق و محبت نتوان زیست :.
.: ولیکن یک دل دو محبت نتواند بپذیرد :.
+
!! سه شنبه 1388/11/13 . .
|
" من از دروغ و خیانت متنفرم "
این جمله رو زیاد شنیدم ..
چون آدمایی که ادعای راستگویی و وفاداری دارند زیادند ..
و متاسفانه از راستگویی فقط ادعاشو دارند ..
بهتره آدم حداقل ادعای چیزی رو نداشته باشه ..
تا بعدا ضایع نشه ..
اینجا علم می آموزند ( یادگیری ) تا بترتیب صاحب :
شخصیت اجتماعی , مدرک , شغل , خانواده و زندگی مرفه شوند ..
و صد البته که فرد صاحب همه ی موارد مذکور نمی شود ..
آنجا شخصیت اجتماعی , درآمد مناسب , خانواده و زندگی مرفه داده می شود تا :
فرد پس از علم آموزی به تولید علم بپردازد و یک واگن دیگر به قطار علم بیافزاید ..
و صد البته که چنین است و روز به روز قطار علمشان طویل تر می شود ..
و زیر سایه ی چنین پیشرفتی , زندگیشان روز به روز مرفه تر می شود ..
چقدر اینجا بد است ..
بد بد بد 10 تا بد ..
+
!! جمعه 1388/11/02 . .
|
می گفت :
همون روز اول که نشست پیشم فکر کردم همون دخترک نازی که دنبالش بودمو پیدا کردم ..
ولی غافل از اینکه اون منو همین جوری واسه سرگرمیش می خواست ..
یه روز از صبح تا شب پیشم بود و کلی خوش گذروندیم شب برگشتنی با یکی قرار داشت وقتی پیگیرش شدم دیدم با دوست پسرش قرار داشته ..
همیشه وقتی پیشم بود موبایلش یا رو ویبره بود یا خاموش ..
اس مس های موبایلشم که زیاد تعریفی نداشت ..
یه روز از صبح تا شب پی خوشگذرونیش بودو به من گفت که مسافرتم (کرج) ..
تک زنگای مشکوکش که خیلی خونسرد موبایلشو (مثلا یواشکی) خاموش می کرد ( که منم اصلا نمی فهمیدم ) ..
روز تولدش شام دعوت بود و صد البته بهونه هایی که واسه من تراشید ..
جواب اس مس هایی که آخر شب میومد اونم بسیار تشریفاتی ..
ولی وقتی کار رو بجایی رسوند که گفت بخاطر همکلاسی های پسرمون نمی خوام ببینمت ..
اون موقع بود که چشمام باز شد و فهمیدم که عشق چشمامو به روی تمام هرزه گی های اون دختر بسته بود ..
گفتم :
عیب نداره بزرگ میشین یادتون می ره ..
نه دختر واسه تو قحطه نه پسر واسه اون ..
پس برو حالشو ببر !!
+
!! پنجشنبه 1388/10/24 . .
|
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود , های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
یک با یک برابر بود
سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
یک با یک برابر نیست
.: خسرو گلسرخی :.
+
!! یکشنبه 1388/10/20 . .
همه ی ادیان موجود در این کره خاکی و مادی ..
ادعای برابری و مساوات بین زن و مرد را دارند ..
از چند دوشیزه مکرمه , بانو و بی بی پرسیدم :
خداوند ادیانی که اینقدر به برابری زن و مرد اصرار می ورزد ..
پس چرا حتی یکی از 124 هزار میلیارد (زرشک) پیامبر خود را از میان زنان انتخاب نکرده است ؟
آن اشخاص شخیص فوق ذکر پاسخ های کاملا مشابهی دادند ..
آن ها در جواب فرمودند چون زنان این توانایی را ندارند و مردان بهتر می توانند این کار را انجام دهند و احتمال اینکه از زنان سو استفاده شود زیاد است ..
با لبخندی مثال نزدنی گفتم آهان از اون لحاظ !!! ..
منم جای خدا بودم عمرا همچین زنان فهیمی را پیامبر می کردم ..
+
!! پنجشنبه 1388/10/17 . .
|
اگر در بازی general zero hour حرفه ای باشید ..
و این بازی را درک کرده باشید ..
با توجه به وضعیت کشور قبلا پهناور ایران ..
خواهید فهمید که کاره بعضیا واقعا تمومه ..

+
!! چهارشنبه 1388/10/16 . .
|
یعنی از فحش ناموس هم بدتره برام ..
وقتی می زنم کانال pmc و می بینم داره کلیـپ عربی پخش می کنه ..
کلا تحمل کلیپ عربی رو ندارم حالا از هر کانالی که می خواد پخش بشه ..
.: گـوینـد بهشـت و حـور و کـوثـر بـاشد :.
.: جوی می و شیر و شهد و شکر باشد :.
.: پـر کـن قـدح بـاده و بـر دسـتم نـه :.
.: نـقدی ز هـزار نـسیه خوشتـر باشـد :.
.: خیام :.
+
!! سه شنبه 1388/10/15 . .
|
من- گالیلئو گالیله- فرزند وینچزو گالیله اهل فلورانس- درسن هفتاد سالگی – در حضور دادگاه عادل- در برابر شما زانو زده و در برابر کتاب مقدس که در برابر من است سوگند یاد می کنم که همواره به جمله این کتاب و آنچه پاپ مقدس و کشیشان کلیسای کاتولیک می گویند اعتقاد داشته وبه لطف خداوند متعال در آینده نیز اعتقاد خواهم داشت. اعلام می کنم که نظر من در مورد اینکه خورشید ثابت است و زمین به دور آن می چرخد –یک تفکر باطل- الحادی ونادرست وگمراه کننده بود که نمی بایددر هیچ جا – تدریس شود- مورد بحث قرارگرفته یا مورد استناد قرارگیرد. واقعیت مشخص و روشن این است که زمین مسطح و ثابت است و همانگونه که هر کسی می داند و هر روز می بیند – این خورشید وتمام ستارگان هستند که به دور زمین می چرخند. این اعتقادمن است و در آینده نیز از این اعتقاد بر نخواهم گشت. می خواهم در برابر شما اعلام کنم که در خلوت خود- نور حقیقت در دل من راه یافته و به خوبی درک کردم که آنچه قبلا گفته بودم اشتباه بوده و از کرده خود پشیمانم و هر محکومیت وجزائی که برای من تعیین شود با خوشحالی پذیرا خواهم شد و امیدوارم به سزای خود در گمراهی بخش زیادی از جامعه برسم. در صورتی که از هر یک از موارد فوق تخطی کرده ودر آینده به تفکر نادرست خویش بازگردم – مسئولیت وتبعات این خطای نابخشودنی را به طور کامل می پذیرم. من برای اینکه از صحت و دقت اعترافات خود مطمئن باشم همه چیز را از قبل روی این برگه نوشته وبرای شما خواندم و اعلام می کنم که این برگه- رسم الخط خود من وذهنیات واعتقادات شخصی من بوده و بدون هر گونه فشار وتاثیری از بیرون- نگاشته شده است......
یادش بخیر ابطحی

+
!! شنبه 1388/10/12 . .
|
.: در عجم از کسانی که خود در زیر بار ظلم و ستم هستند :.
.: و به حسینی می گریند که آزادانه زیست :.
.: شریعتی :.
+
!! سه شنبه 1388/10/08 . .
|
سراسر دروغ و خیانت و فریبکاری بودی ..
تو لیاقت بعضی چیزها رو نداری ..
اونقدر احمقی که نمی دونی چیرو فدای چی می کنی ..
کلا فهم چیز خوبیست !!
این پست مخاطب خاصی دارد ..
شاید برای غریبی که دیگه آشنا نیست ..
همینطور که داشتیم به فــــــــضل الهی ناهار کوفت می کردیم ..
انتهای سالن یه زن شروع کرد به ناله کردن از دست روزگار !!
از زمونه ..
از اینکه شوهر نداره ..
از اینکه درآمدی از جایی نداره ..
از اینکه نمی تونه شکم دختر 17 سالشو سیر کنه ..
چند لحظه بعد یارو به همراهش زنگ زد ..
_ الو ..
سلام رحیم آقا ..
ما توی ساندویچی هستیم بیا ..
چند دقیقه بعد مردی 30 40 ساله با زدن چند تا بوق اعلام موجودیت کرد ..
دخترک مظلوم مثل اینکه دارن می برنش اعدام از جاش بلند شد و رفت تا خودشو بفروشه ..
قبل از اینکه از در بیرون بره ..
مادر با صدای بلند گفت :
النار یادت باشه پنجاه تومن ..
.: در این خاک زرخیز ایران زمین :.
.: نبودند جز مردمی پاک دین :.
.: همه دینشان مردی و راد بود :.
.: کز آن کشور آزاد و آباد بود :.
.: بزرگی به مردی و فرهنگ بود :.
.: گدایی در این بوم و بر ننگ بود :.
.: از آن روز دشمن به ما چیره گشت :.
.: که ما را روان و خرد تیره گشت :.
.: از آن روز این خانه ویرانه گشت :.
.: که نان آورش مرد بیگانه شد :.
.: بسوزد در آتش گرت جان و تن :.
.: به از بندگی کردن و زیستن :.
.: اگر مایه ی زندگی بندگیست :.
.: دو صد بار مردن به از زندگیست :.
.: فردوسی :.
+
!! دوشنبه 1388/09/23 . .
|
.: از منزل کفر تا به دین، یک نفس است :.
.: وز عالم شک تا به یقین یک نفس است :.
.: این یک نفس عزیز را خوش می دار :.
.: چون حاصل عمر ما همین یک نفس است :.
.: خيام :.
+
!! شنبه 1388/09/21 . .
|
.: بادامچيان: احمدي نژاد يک حرفي زده ؛ شما علمش نکنيد :.
اسدالله بادامچيان در واکنش به سخنان محمود احمدي نژاد در اصفهان در خصوص اينکه آمريکايي ها براي جلوگيري از ظهور امام زمان(عج) برنامه دارند، اين سخنان را بد ندانست، بلکه خبرنگاران را متهم کرد که چرا از صحبت هاي احمدي نژاد سوژه مي سازند.

+
!! چهارشنبه 1388/09/18 . .
آدمای گربه صفت ..
آدم هایی هستند بس پوچ ..
آدم هایی هستند بی اعتقاد ..
آدم هایی هستند بی بند و بار ..
+
!! یکشنبه 1388/09/15 . .
این همه تنوع چه لزومی دارد ؟!!
س , ص , ث ...
ذ , ز , ظ , ض ...
ت , ط ...
ح , ه ...
؟
از آدمای پررو به طرز فجیعی متنفرم ..
همین طور صاف صاف تو روی آدم گستاخی و زیاده خواهی می کنند ..
دروغ می گن و بعد تکذیب می کنند ..
خلاصه خیلی حال بهم زنند ..
+
!! پنجشنبه 1388/09/12 . .
|
کارگر در زیر کار و دخترک در زیر یار هر دو مینالند اما این کجا و آن کجا ؟!!!
بوسه های دلبر و نقل و نبات و با قلوا، هردو شیرینند اما این کجا و آن کجا ؟!!!
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه، هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا ؟!!!
بچه در قنداق و آخوند در وطن هردو می رینند اما این کجا و آن کجا ؟!!!
+
!! چهارشنبه 1388/09/11 . .
پدر داشت روزنامه مي خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پيش پدرش رفت و گفت : پدر بيا بازي کنيم پدر که بي حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنيا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتي عکس را به پدرش داد . پدر ديد پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسيد که نقشه جهان رو از کجا يادگرفتي؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتي آدمها درست بشن دنيا هم درست ميشه ...
+
!! یکشنبه 1388/09/08 . .
فکر می کنم هر آدم بالغی باید حداقل 1 بار تو زندگیش فیلم واقعی و طبیعی اتاق زایمان رو ببینه تا درباره ی آینده ی زندگیش آگاهانه تصمیم بگیره ..
دیروز دیدم ..
واقعا وحشتناک بود ..
+
!! جمعه 1388/09/06 . .
|
خوب یادمه که کردان برای دفاع از خود در مجلس گفت :
.: من شکایتم را پیش خدا می برم :.
هه !!
چه زود گذشت ..
الان پیش خداست ..
خودشم فکر نمی کرد خدا به این زودیا به دادخواستش رسیدگی کنه ..
.: کردان رفت ولی ! کردانیسم همچنان باقیست :.
+
!! دوشنبه 1388/09/02 . .
|
گفتم چی شد به این زودی گرفتار شدی ؟!!!
گفت : همه چی از یک Miss شروع شد ..
گوشی زنگ خورد ..
چندتا دختر خندیدن و قطع کردن ..
این کارو چند بار تکرار کردن و بعدش دیگه تموم شد ..
شک کردم با خودم گفتم شاید آشنان از دخترای فامیلا ..
کنجکاو شدم و اینبار من زنگ زدم ..
گفتم روزه ام حوصله ندارم اذیت نکن اگه آشنایی بگو ..
اونم گفت به جون مادرم من خبر ندارم دوستام با گوشی من زنگ زده بودن ..
و این چنین شد که یا علی گفتیم و عشق آغاز شد .. 
گفتم به همین سادگی ؟!!
گلو صاف کرد و سینشو داد جلو و با غروری مثال نزدنی گفت :
خب چون وسط ماه بود و من روزه بودم بخاطر همین عاشقم شد ..

+
!! یکشنبه 1388/09/01 . .
|
.: عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی :.
.: علی شریعتی :.
.: من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم :.
.: چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند :.
.: ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند :.
.: علی شریعتی :.
.: بـه گـرد کعبـه می گـردی پریشان :.
.: کـه وی خود را در آنجا کرده پنهان :.
.: اگــر در کعبــه می گـــردد نمـایـان :.
.: پس بگرد تا بگردی بگرد تا بگردی :.
.: در اینجا باده مینوشی :.
.: در آنجا خرقه می پوشی :.
.: چرا بیهوده میکوشی :.
.: در اینجا مـــــردم آزاری :.
.: در آنجا از گنـــــــــــــه آری :.
.: نمی دانم چه پنداری :.
.: در اینجــا همـــدم و همسایــــه ات در رنــج و بیمــاری :.
.: تو آنجا در پی یاری :.
.: چــه پنـــداری کجــــا وی از تـــو می خواهـد چنین کــاری :.
.: چه پیغــامـــی که جــز بــا یــک زبــــان گفتـــن نمی داند :.
.: چه ســلطانی که جــز در خـــانـــه اش خفتــن نمی داند :.
.: چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند :.
.: به دنبال چه می گردی که حیرانی :.
.: خـرد گم کرده ای شاید نمی دانی :.
.: همـــای از جــــان خـــود سیری :.
.: کـــه خـــامـــوشی نمی گیـــری :.
.: لبت را چون لبــــان فرخی دوزند :.
.: تو را در آتش اندیشه ات سوزند :.
.: هــــــــزاران فتنـــــــه انگیـــــــزند :.
.: تــــو را بـــر سر در میخانه آویزند :.
+
!! پنجشنبه 1388/08/28 . .
|