تبليغاتX
من مرد تنهای شبم

 

supposition 

 

تصور می کنیم خیلی مشکلاتــــ بزرگی داریمـــ ..

تصور می کنیم عاشقتر از همه ایمــ ..

تصور می کنیم از همه بیشتر می دونیمــ ..

تصور می کنیم با بقیه متفاوتیمــ ..

هه ..

زکی ..

ولی همه ی اینا یه تصوره ..

خیاله ..

معمولا اینجور افراد آدمایی هستند که واقع بین نیستند ضعیف هستند ..

و در ارتباط با محیط مشکل دارند و جالب اینکه عیب رو از محیط می دونن ..

 

از مشکلات ناله می کنیم ؟!!!

نه ناله نکنیم ..

به بیمار سرطانی فکر کنیم که شماره معکوس روز های عمرش رو به اتمامه ..

به دختر 15 ساله ای که پول عمل قلبشو نداره ..

به بچه 5 ساله ای که از کله سحر تا نصف شب با box آدامسش تو خیابونا وله ..

به دختر ۱۸ ساله ای که به خاطر ۲ هزار تومن .........

به مردی که واسه نونه شبش محتاجه و شرمنده ی زن و بچه ..

می فهمی شرمنده زن و بچه ..

 

آخییییییییییییییییییش ..

خدا من چقدر خوشبختم ..

خدایا کمکم کن تا اونجایی که در توانمه به هموطنی که نیازمند کمکه ..

کمک کنم ..

 

     

 

 

+ +  خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبال آن می دویم

       و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم ..

 

   +  انگلیس مرگ بر تو باد .

.

+ !! جمعه 1386/05/26 . . |


 

Who are you ?

 

 

 

تنها يك بار از سخن گفتن باز ماندم ..

وقتي مردي از من پرسيد: " شما كيستيد؟ "

                                          (جبران خليل جبران)

 

هی با تو ام آقا یا خانوم : شما کیستید ؟!!!!

من کیستم ؟ او کیست ؟ .....

کارت شناسایی نمی خوام بذار جیبت ..

واقعنکی ما کیستیم ؟ ..

خواهشا یه ربعی به این عبارت تامل بنما ..

یه چیزی می گم یه چیزی می شنوی ..

 

          

 

+ + اگر انسان ها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است ..

       محبتشان نسبت به هم نا محدود می شود .

.

+ !! جمعه 1386/05/19 . .


 

BLaBBeR

 

 

از اینا فراوان متنفرم :

 

نیگاش کن ..

اونو ..

فلانی رو دیدی ؟!! ... واقعا که ... دیدیش چجوری می خندید ؟

تنگ پوشیده ... جین پوشیده ... چادریه ... تو این سن ؟ ... خیلی زشته ..

باهاش حرفم زد ... بی حجابه ... واه واه ... آرایش ؟ ... پوستش خوب نیست ..

موهاشو ... کفششو ... باباش یه جوریه ... تا دیر وقت چراغش روشنه ..

رفت و آمدشون مشکوکه ... خیلی لاس می زنه ... ساکته ... پررو ...

 

آخه تا کی ؟!!!

 

چرا اینقدر همدیگرو چوب می کنیم ؟

عجب اعصاب فولادینی با این همه مشکلات ولی باز ........

چرا اونقدر که مراقب رفت و آمد همسایشه مراقبه رفتارو کردار خودش نیست ؟

چرا اونقدر که مراقب پسر همسایس مراقبه دختر خودش نیست ؟

چرا اینجوری شد ؟!!!

چرا کسی با خودش خلوت نمی کنه ؟

چرا با خودش مشغول نیست ؟

چرا کسی به باطن دیگری توجه نمی کنه ؟!!!

اصلا چرا همه به هم اینقدر توجه می کنن ؟

توجه آنقدر زیاد شده که به واژه شریف فوضولی تغییره معنا داده ..

 

درست ظاهر مهمه ولی نه اینقدر که معیاری برای قضاوت در باره ی اشخاص باشه ..

 

                    

 

+ +  من نمی دانستم که هر لحظه که می گذرد دیگر بر نمی گردد .

.

 

+ !! شنبه 1386/05/13 . .


 

hope

هر روز صبح در آفریقا ..

وقتی خورشید طلوع می کند ..

آهویی شروع به دویدن می کند ..

و می داند که باید سرعتش از یک شیر بیشتر باشد تا شکار نشود ..

 

هر روز صبح در آفریقا ..

وقتی خورشید طلوع می کند ..

یک شیر شروع به دویدن می کند ..

و می داند که باید سریعتر از آن غزال باشد تا از گرسنگی نمیرد ..

 

مهم نیست غزال هستی یا شیر ..         

با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن ..                   (آنتونی رابینز)     

           

+ +  برای آن کس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد .

.

+ !! پنجشنبه 1386/05/11 . .


 

 

death

 

 

رسول اكرم مي فرمايد : " تنها مرگ براي عبرت آموزي كافيست "

 

در آرامگاه كورش كبير اين عبارت نوشته شده:" ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی،

زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم.

پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر "

 

واقعا چه جملات زيبايي !!!

 

كاش بشرگه گاهي به مرگ فكر مي كرد ..

فكر مي كرد و گذشته و حال و آينده ي خود را مي سنجيد ..

به اين فكر مي كرد كه شايد همين حالا موقع خداحافظيست ..

به اين فكر مي كرد كه در اين مدت زمان كوتاه چقدر مفيد بوده و دل چند هم نوعش را شاد كرده ..

به اين فكر مي كرد كه چقدر فرصت باقيست ..

به اين فكر مي كرد كه راه برگشتي نيست ..

و به اين فكر مي كرد كه چقدر زمان محدود است و به تندي مي گذرد و لحظه به لحظه

به سوي مرگ گام بر مي دارد ..

 

كاش كمي فكر مي كرد !!!......

 

شايد تفكر برهمين يك كلمه دنيا را از اين مرداب بد بو نجات مي داد ..

 

        

 

آخر ساعت درس ، یک دانشجوی دوره ی دکترای نروژی ، سوالی مطرح کرد:

" استاد، شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ "

فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود.

در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم.

به آن دانشجو گفتم :

 

 " جهان سوم جایی است که هرکس بخواهد مملکتش را آباد کند ،

   خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد باید

   در تخریب مملکتش بکوشد "

                                                               پروفسور محمود حسابی

 

 

پ ن : امروز کیمیا خواهر زادم اولین کلمه زندگیشو گفت : "دا دای "

        داشتم بال در میاوردم.

.

+ !! دوشنبه 1386/05/08 . .


 

 

liberalism

 

 

آزادي چيست؟

چرا انسان خواهان آزاديست؟

آزادي گرفتنيست يا دادني؟

واژه هايي كه در زبان كلمه معلوم ، و در زبان عمل مجهول است

نوشتن كلمه آزادي آن هم زيبا و درشت در تيترروزنامه ها و يا بيان آن بوسيله گوينده

تلويزيوني يا راديويي براي مردم رنجديده كافي نيست.

آزادي معنايي بسيار روشن دارد كه معني آن را هر مرد و نامردي مي داند.

 

يك آزادي همه جانبه (آرزوي بشريت)

 

وقتي حل مسءله مشكل است چرا صورت مسءله را عوض نكنيم؟

شايد آزادي براي عده اي مشكل ساز باشد پس معناي آزادي را عوض مي كنيم

به طوري كاملا هدايت شده و رو به مقصدي خاص.

 

يك آزادي ارباب و رعيت

كه ارباب آزاد است : هركاري كه برايش سود آور است به انجام برساند حتي اگر

به شكستن تمام حدود و قوانين منجر شود، حال ازچپاول اموال ملي گرفته تا

فروش ناموس رعيت به ديگر ملل. او حق دارد به اعتقادات رعيت نيز توهين كند

و در صورت اعتراض ، انگ ديني، سياسي بر آنها paste كند و در نهايت delet كند.

 

رعيت نيز آزادي هايي دارد: حق دارد سكوت كند ، اعتراض نكند ، ماليات بدهد ،

به زندان برود ، بلند پروازي نكند ، به اندازه گليمش پايش را دراز كند البته اگر گليم داشته باشد ،

احكام ثانويه اي كه از سوي ارباب تعيين مي شود با تمام خلوص بپذيرد و عمل كند ،

به انتظارظهور باشد ، از همه مهمتر صبر كند (بزك نمير بهار مياد) ، به اندك قانع باشد ،

حرام حلال را بداند ، قبل از نصب شدن عزل شود ،

در آخر هم بسيار بسيار شاكر باشد.

 

اين بود معني آزادي كه منه رعيت بايد داشته باشم.

 

براي ارباب شدنم هم مواردي از قبيل: دروغ  ريا دورويي مكر خودفروشي خيانت

و بيرحمي لازم است.

 

فقط از اربابان جان خواهشمندم تا دست از خيانت بردارد و به دل رحمي خود بيافزايد

تا بيشتر از اين شاهد رنج رعيتي كه زماني فرهنگ و تمدن آن آوازه جهانيان بوده نباشيم.

 

      

 

  يه سوال:

  آزادي به نظر شما چه رنگي ست؟

 

  پ.ن : لعنت بر انگلیس .

.

+ !! پنجشنبه 1386/05/04 . .


 

 

دل پره ..

خیلی ..

 

عجیب نیست ؟

اندازه یه مشته ..!

یه کف دست ..!

ولی

دنیا توش جا میشه !!!

 

یعنی روزی می رسه که همشو آدم بریزه بیرون

F-disk ش کنه ؟

 

هه !

 

زهی خیال باطل ..

نمی شه ..

ولی اگه بشه چی میییییییییییییییییییییشه ..

 

بعضی وقتا با خودم می گم کاش 3 , 4 قرن پیش متولد می شدم

(البته قبل این می گم که کاش اصلا متولد نمی شدم)

حالا

اون زمونا که اینهمه آگاهی نبود ساده بگم نمی فهمیدن

4 تا گوسپندو خِرِشو می گرفتن می بردن 5 , 6 دونه یونجه میدادن عصری هم سر راه خونه

سر چشمه دختر عمو رو که داره رخته 12 نفرو می شوره رو می دیدن یه سنگ اندازه پاره آجر

پرت می کردن طرفش به نشانه علاقه شدید (همون سیب دادن خودمون) 

دختر عموهه هم که دیگه کلی ذوق وزیتیو

فرداش عروس پزونو بعدش به ازای هر سال یک بچه در هر روز یک امتیاز

خلاصه بعد از اینهمه فک زدن

نتیجه این حاصل که :

زندگی کردن از لحاظ مادی و معنوی خیلی سخت شده اصلا حال نمی ده .

 

در کشوری که باید ثروتمند ترین ملت دنیا می شدیم ولی هممون هشتمون

 گرو سیزدهمونه .(الان یه تریپ آه گنده بیا حال کنیم)

 

                    

 

آنان که محیط فضل و آداب شدند

در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند به روز

گفتند فسانه ای و در خواب شدند

 

 

پ. ن: زنده باد " فرزاد حسنی " خیلی شجاعی

.

+ !! دوشنبه 1386/05/01 . .


من مرد تنهای شبم


Archive

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386