( دانلود ) شعر طنز خلیل جوادی به نام محکمه الهی ..
یه شب که من حسابی خسته بودم ..
همین جوری چشامو بسته بودم ..
سیاهی چشام یه لحظه سر خـورد ..
یه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد ..
چرا زنا این جوری بد لباسن ..
مردای غیرتی کجا پلاسن؟
خدا بهش گف بتمرگ حرف نزن ..
این بابا اهل دین و ایمون نبود ..
نه روضه رفته بود نه پای منبر ..
نه شمر می دونس چیه نه خـنجر ..
خدا برای حاجی آتش افروخت ..
طفلی تــو باورش چه قصرا ساخته ..
اما به اینجا که رسیده باخته ..
+
!! دوشنبه 1387/02/16 . .